نوآوری محله محور: تجلی مسئولیت اجتماعی در مراکز خدمات اجتماعی مثبت زندگی
به قلم جواد طلسچی یکتا – بنیانگذار رسانه تاب آوری ایران
چکیده در دهههای اخیر، تغییر پارادایم خدمات اجتماعی از رویکردهای متمرکز و دیوانسالارانه به سمت رویکردهای غیرمتمرکز، اجتماعمحور و مبتنی بر مشارکتهای محلی، به یک ضرورت جهانی تبدیل شده است.
در ایران، راهاندازی «مراکز خدمات بهزیستی (+زندگی)» از سال ۱۳۹۸، با هدف دسترسیپذیری، توزیع عادلانه خدمات و محلهمحوری، گامی مهم در این راستا محسوب میشود.
مقاله حاضر به بررسی نقش و جایگاه «نوآوری محلهمحور» بهعنوان بازوی اجرایی «مسئولیت اجتماعی» (Social Responsibility) در این مراکز میپردازد.
با بهرهگیری از ادبیات روز جهانی در حوزه نوآوری اجتماعی و بررسی اسناد و تجربیات داخلی سازمان بهزیستی کشور، این مقاله تبیین میکند که چگونه مراکز مثبت زندگی میتوانند از یک صرفاً «درگاه خدمات اداری» به «کانونهای پویای نوآوری اجتماعی محله» ارتقا یابند.
مقدمه
توسعه پایدار شهری و ارتقای کیفیت زندگی شهروندان، نیازمند مداخلات موثر اجتماعی است. در نظامهای رفاهی نوین، دولتها به تنهایی قادر به پاسخگویی به پیچیدگیهای مسائل اجتماعی در سطح خرد (محلات) نیستند. از این رو، مفهوم مسئولیت اجتماعی فراتر از شرکتهای تجاری (CSR) به سازمانهای مردمنهاد، نهادهای مدنی و ارائهدهندگان خدمات اجتماعی بسط یافته است.
در ساختار رفاهی ایران، مراکز مثبت زندگی (Positive Life Centers) که توسط سازمان بهزیستی و با مشارکت بخش غیردولتی تأسیس شدهاند، نماد بارز برونسپاری و تمرکززدایی خدمات اجتماعی هستند.
این مراکز که مبتنی بر فناوری اطلاعات و با رویکرد محلهمحور (Neighborhood-based) طراحی شدهاند، ظرفیت بینظیری برای ایجاد تغییرات مثبت اجتماعی دارند. با این حال، ایفای کامل مسئولیت اجتماعی این مراکز در قبال جامعه هدف (مددجویان، زنان سرپرست خانوار، سالمندان و افراد دارای معلولیت) مستلزم گذر از رویکردهای سنتی مددکاری و اتخاذ رویکرد نوآوری اجتماعی (Social Innovation) است.
چارچوب نظری و مفاهیم بنیادین
مسئولیت اجتماعی در حوزه خدمات انسانی
مسئولیت اجتماعی در مددکاری و خدمات اجتماعی به معنای تعهد اخلاقی و عملی برای ارتقای عدالت اجتماعی، حقوق بشر و توانمندسازی اقشار آسیبپذیر است.
برخلاف مسئولیت شرکتی که اغلب با هدف بهبود تصویر برند انجام میشود، در مراکز خدمات اجتماعی، مسئولیت اجتماعی ذات و فلسفه وجودی سازمان است. این تعهد نیازمند پاسخگویی دقیق به نیازهای متغیر جامعه محلی است.
نوآوری اجتماعی و نوآوری محلهمحور
بر اساس تعاریف بینالمللی (مانند آثار Phills و همکاران)، نوآوری اجتماعی شامل فرآیندها، محصولات و خدمات جدیدی است که به شیوهای مؤثرتر، کارآمدتر و پایدارتر از راهکارهای موجود، به حل مسائل اجتماعی میپردازند.
نوآوری محلهمحور، زیرمجموعهای از این مفهوم است که بر پایه پتانسیلها، داراییها و چالشهای یک محله خاص شکل میگیرد. این نوع نوآوری بر مشارکت مستقیم ساکنان (بهعنوان ذینفعان اصلی)، استفاده از منابع محلی و ایجاد شبکههای همکاری محلی تأکید دارد.
مراکز مثبت زندگی: بستر نوآوری در ایران
طرح راهاندازی مراکز مثبت زندگی با هدف ارائه ۲۲ نوع خدمت سطح یک بهزیستی (مانند تشکیل پرونده، بازدید منزل، غربالگریها و ارجاعات) در بستر الکترونیک و در نزدیکترین مکان به محل سکونت مددجویان آغاز شد.
اصل بنیادین این طرح، «محلهمحوری» و «خانوادهمحوری» است. با وجود بیش از ۲۵۰۰ مرکز در سراسر کشور، این شبکه گسترده میتواند به عنوان موتور محرک نوآوریهای اجتماعی در مقیاس محلی عمل کند.
تلاقی نوآوری محلهمحور و مسئولیت اجتماعی در مراکز مثبت زندگی
چرا نوآوری محلهمحور برای مراکز مثبت زندگی یک مسئولیت اجتماعی است؟
بررسیهای مرکز پژوهشهای مجلس و سایر ارزیابیهای نهادی نشان میدهد که تمرکز صرف بر انجام امور اداری و ثبت اطلاعات در سامانه، نمیتواند به تنهایی منجر به توانمندسازی پایدار مددجویان شود. تحقق مسئولیت اجتماعی نیازمند رویکردی نوآورانه است که در ابعاد زیر تجلی مییابد:
از پاسخگویی انفعالی به کنشگری پیشگیرانه
رویکرد سنتی، منتظر مراجعه مددجو یا بروز بحران میماند. اما نوآوری محلهمحور ایجاب میکند که مرکز مثبت زندگی با شناخت دقیق از بافت دموگرافیک و فرهنگی محله خود، مسائل را پیش از تبدیل شدن به بحران شناسایی کند.
طراحی پویشهای آگاهسازی متناسب با زبان و فرهنگ همان محله، نمونهای از این نوآوری است.
بهرهگیری از ظرفیتهای پنهان محله (داراییمبنا)
در رویکرد نوآورانه، محله صرفاً جغرافیا نیست، بلکه شبکهای از منابع است.
مسئولیت اجتماعی مرکز مثبت زندگی ایجاب میکند که به جای اتکای صرف به یارانههای دولتی (که همواره با محدودیت مواجهند)، شبکهای از خیرین محلی، کسبوکارهای همسایه (در قالب CSR آنها)، معتمدین محلی و حتی مساجد و مدارس را برای حمایت از جامعه هدف بسیج کند.
به عنوان مثال، طرح اخیر سازمان بهزیستی با عنوان طرح «سلام» (SALAM Initiative) که با هدف تبدیل مدارس در شیفت عصر به پایگاههای محلی برای ارائه خدمات اجتماعی و توانبخشی با همکاری مراکز مثبت زندگی تدوین شده است، نمونه بارزی از یک نوآوری همافزا در سطح محله است.
طراحی خدمات شخصیسازیشده و زمینهمند
نیازهای یک زن سرپرست خانوار در محلهای حاشیهنشین در کلانشهر، با نیازهای مشابه در یک روستای دورافتاده متفاوت است. پژوهشها (مانند مطالعات کیفیت زندگی اقشار آسیبپذیر) نشان میدهد که علاوه بر نیازهای مادی، نیازهای معنوی، ارتباطی و اجتماعی نیز در کیفیت زندگی بسیار مؤثرند. نوآوری محلهمحور به مددکاران این مراکز اجازه میدهد تا برنامههای کمکی (Care Plans) را فراتر از دستورالعملهای خشک اداری و دقیقاً منطبق بر واقعیات زندگی فرد در آن محله خاص طراحی کنند.
تسهیلگری ارتباطات اجتماعی و احیای هویت محلهای
کاهش انسجام اجتماعی در زندگی شهری مدرن، یکی از ریشههای بسیاری از آسیبهاست. مراکز مثبت زندگی میتوانند با ایجاد گروههای خودیار محلی (مثلاً گروه مادران دارای کودک دارای معلولیت در یک محله) به عنوان کاتالیزور ارتباطات اجتماعی عمل کنند. این امر ضمن کاهش احساس انزوا، سرمایه اجتماعی محله را افزایش میدهد.
چالشها و موانع پیشروی نوآوری در مراکز مثبت زندگی
علیرغم پتانسیلهای بالا، تحقق نوآوری محلهمحور به عنوان یک مسئولیت اجتماعی در این مراکز با چالشهایی روبروست:
- غلبه رویکرد دیوانسالارانه و کمیگرایی: ارزیابی عملکرد مراکز غالباً بر اساس تعداد پروندههای ثبتشده و بازدیدهای انجامشده است تا اثربخشی واقعی و تغییرات کیفی ایجاد شده در زندگی افراد. این امر انگیزه را برای نوآوری (که زمانبر و کیفی است) کاهش میدهد.
- نقص در فرآیند مددکاری اجتماعی: در برخی موارد، مددکاران این مراکز صرفاً مکلف به شناسایی و ثبت مسائل هستند و ابزار یا الزام قانونی کافی برای مداخله و رفع کامل مشکل (به دلیل محدودیت منابع) ندارند.
- چالشهای تأمین مالی (اقتصاد مراکز): تأخیر در پرداخت یارانهها و وابستگی شدید به بودجههای دولتی، تابآوری اقتصادی مراکز را کاهش داده و تمرکز آنها را از نوآوری به سمت بقای مالی سوق میدهد، هرچند تلاشهایی نظیر استفاده از ظرفیت مسئولیت اجتماعی شرکتهای بزرگ (مانند شرکت ملی نفت) برای حمایت از زیرساختهای بهزیستی در حال انجام است.
- جابجایی استیجاری مراکز: اصل محلهمحوری نیازمند ثبات و استقرار بلندمدت در یک منطقه برای شناخت و اعتمادسازی است. استیجاری بودن بسیاری از مراکز و جابجایی آنها، این پیوند محلی را تضعیف میکند.
راهبردها و پیشنهادات
برای اینکه مراکز خدمات اجتماعی مثبت زندگی بتوانند نوآوری محلهمحور را به عنوان استراتژی اصلی مسئولیت اجتماعی خود نهادینه کنند، اقدامات زیر پیشنهاد میشود:
- تغییر شاخصهای ارزیابی عملکرد: سازمان بهزیستی باید شاخصهای کیفی مبتنی بر نوآوری اجتماعی، شبکهسازی محلی و میزان توانمندسازی خروجیمحور را به معیارهای ارزیابی و پرداخت یارانهها اضافه کند.
- توانمندسازی مددکاران به عنوان «کارآفرینان درونسازمانی اجتماعی» (Social Intrapreneurs): مددکاران شاغل در این مراکز باید آموزشهایی فراتر از مددکاری سنتی دریافت کنند؛ آموزشهایی در حوزه تفکر طراحی (Design Thinking)، کارآفرینی اجتماعی و تسهیلگری جامعه محلی.
- ایجاد پلتفرمهای تبادل تجربه: ایجاد شبکهای ملی برای به اشتراکگذاری نوآوریهای موفق محلی بین مراکز مثبت زندگی در سراسر کشور، تا ایدههای موفق محلی قابلیت مقیاسپذیری (Scale-up) پیدا کنند.
- تقویت پیوند با سایر نهادهای محلی: توسعه تفاهمنامههای عملیاتی در سطح محله با شهرداریها (سراهای محله)، مدارس (همانند طرح سلام)، خانههای بهداشت و پایگاههای بسیج برای ایجاد یک زیستبوم یکپارچه خدمات اجتماعی محلهمحور.
نتیجهگیری
مراکز خدمات بهزیستی مثبت زندگی، یک ظرفیت بیبدیل در نظام رفاهی ایران برای تمرکززدایی و مردمیسازی خدمات اجتماعی هستند. با این حال، تداوم اثربخشی این مراکز در گرو عبور از مدل «ارائه خدمات اداری» به مدل «کانونهای نوآوری اجتماعی محله» است.
درک این موضوع که نوآوری محلهمحور یک گزینه انتخابی نیست، بلکه هسته مرکزی مسئولیت اجتماعی این نهادها در قبال جامعه هدف و توسعه پایدار محلی است، میتواند مسیر جدیدی را برای ارتقای سلامت اجتماعی در ایران بگشاید. ادغام تخصص مددکاری با خلاقیت و ظرفیتهای بومی هر محله، کلید ساختن جامعهای تابآورتر و پویاتر خواهد بود.
منابع و مراجع
- گزارشهای کارشناسی مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی (آسیبشناسی مراکز خدمات بهزیستی: بررسی نقاط قوت و ضعف مراکز مثبت زندگی).
- اسناد و اخبار رسمی سازمان بهزیستی کشور (روند تأسیس، ارزیابی و طرحهای نوین مانند طرح سلام).
- مقالات علمی در حوزه حسابداری پایداری و مسئولیت اجتماعی در ایران (سیویلیکا).
- ادبیات جهانی کارآفرینی و نوآوری اجتماعی در مددکاری:
- Nandan, M., et al. “Social Workers as Social Change Agents: Social Innovation, Social Intrapreneurship, and Social Entrepreneurship.”
- Nock, et al. “Fostering Innovation in Social Services.”
